ابراهيم عاملي ( موثق )
195
تفسير عاملي ( فارسي )
نضير از يهود و محكوميّت نصاراى نجران بجزيه كه اينها دلايل صريح اعجاز قرآن است . و پيغمبر از طريق وحى مردم را اميدوار كرد و بنتيجه رسيد . * ( صِبْغَةَ اللَّه وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّه صِبْغَةً ) * - 138 فخر : مناسبت اينكه دين خدا را صبغة ناميدهاند آن است كه تفاوت مسلمان و غير آن روشن است بواسطهى اعمال و رفتار مسلمين . نيشابورى : بعضى گفتهاند : صبغة اللَّه يعنى فطرت و نهاد خداوند در مسلمين چون كه انسان موجودى است ممكن و ناقص پس نقص او از جهت امكان و احتياجش ، مانند رنگ جامه و لباس نمودار است پس ممكن است كه بتدريج در دنبالهى شغل و عمل نيك رنگ خود را بالا ببرد تا حد ايمان و اتّصال بحقّ . روح البيان : چون بنده بندگى بيشتر كند خود را برنگى آراسته است كه او را آرايش مىدهد . مثنوى : رنگهاى نيك از خمّ صفا است رنگ زشتان از سيه آب جفا است « صبغة اللَّه » نام آن رنگ لطيف « لعنة اللَّه » بود اين رنگ كثيف * ( وَنَحْنُ لَه عابِدُونَ ) * - 138 روح البيان : اين جمله اشاره است به اين كه اهل معرفت خدا را عبادت مىكنند نه براى شوق ببهشت و نه براى ترس از جهنّم . سهل بن عبد اللَّه شوشترى گفته است : هر كس از چهار چيز اظهار بىتابى كرد او را نمىتوانيم متعبّد بناميم : 1 - از گرسنگى 2 - از برهنگى 3 - از نادارى 4 - از خوارى . شيخ ابو العبّاس گفته است : براى بنده فقط چهار وقت است كه در هر وقت خداوند بمقتضاى خداونديش جورى بندگى را از او مىخواهد : 1 - وقت خوشى 2 - وقت گرفتارى 3 - وقت فرمانبرى 4 - وقت نافرمانى و معصيت - در وقت خوشى بندگى او بشكر كردن است كه دلش به خدا شاد شود . وقت گرفتارى بندگى بصبر است و رضا . اگر اين جور بود وقت نافرمانى نخواهد داشت و هميشه در بندگى و فرمانبرى است مثنوى گفته است : به زبان گفتن كه من عابدم سر بندى است و بايد جهد كرد و ترك